غربت نشین عبور آسمانی بی ستاره ام
بعضی شکفته در نفس ابرهای پاره پاره ام
من مانده ام و تمام این غزلهای یخ زده
من مانده ام و سکون پریشان بی چاره ام
روی نگاه تو ؛ گویی مرده است ( حمید )
شب مانده است در گودی سیاه چاله ام
باز میگذری همچون شهاب از چشم من
آهسته تر دل بکن ازاین حرفهای دوباره ام
تنهاتر از پرنده بی تاب من که نبوده ای ؟!
ببین دردفتر سپیدم هنوز پر از استعاره ام
خاموش و خسته گذشته ای از کنار من
کم نکن نگاهت را هنوز -من-یک ستاره ام
از آن همه مهربانی دیگر
خبری نیست میان دلها !!
خشکیده سرچشمه
گویا دیگر آلوده نمیشود
هیچ خوابی با رویا ...
نوشته شده در بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 10:6 توسط ح
برچسب: دنیا, نویسنده: محمد محمدی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 4:23
چشم بر کدام خیمه دوخته ای ( حمید )؟!
دل بر کدام غبار نیامده راه بسته ای !!
دل بشکسته ات زنگار کدام آینه را
فریاد میزند!!
عزیز و نازنین تو دیریست که خفته است...
نوشته شده در بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 6:50 توسط حمید عسکری اطاقوری| |
برچسب: بحال, نویسنده: محمد محمدی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 5:58
من در خودم مردمانی را به نظاره نشسته ام
که زار زار گریه می کنند
خوش به حالشان ...
مردمانم را میگویم
که همیشه بی چتر باران خیسند
خوش به حالشان ...
اشکهایم را می گویم ...
شور ماسیده ای که دلتنگ برای مردن نیستند
خوش به حال من با مردمانم...
که بیمرگ کسی همیشه عزادارایم...
///
بی تو نفس کشیده ام ه
امشب که مهمان توام
دستم گره در دست توست
امشب منم با شور و عشقجان منو جان تو دستان من
۲۲مرداد روز جهانی چپ دستها مبارک
ضمنا اصلا هم به ما ربطی نداره که چرا روز راست دست نداریم ؛
حتما یه چیزای خوبی تو ما دیدن که روزمون رو جهانی کردن ؛
وگرنه همه مردم دیگه آدمهای عادی هستن
بیماری چاله ی روی گونه از م


از سر بریده ات زمین به فریاد آمد
از قامت افتاده چو سرو زمانه هم داد آمد
گویی که آسمان در عزای تو خون گریست
دیدیم که از بغض شکسته ی هویزه سیلاب آمد
نوشته شده در بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 16:14 توسط حمید عسکری اطاقوری| |
برچسب: مدافع, نویسنده: محمد محمدی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 5:58